۱۳۸۸ دی ۲۸, دوشنبه

سازمان میراث فرهنگی خوزستان هرمزاردشیر را زیر ریل‌های راه آهن شهری له می‌کند.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اشاره به نادیده گرفتن وجود شهر باستانی "هرمز اردشیر" و "عسکر مکرم" در اهواز گفت: بی توجهی به این محوطه های باستانی برای هیچکس به ویژه دوستداران میراث فرهنگی قابل پذیریش نیست، چرا که سازمان میراث فرهنگی خوزستان به جای تحقیق، مطالعه و شناسایی زوایای پنهان تاریخ نهفته در این اثر باستانی به شکل غیرقابل پذیریشی آن را نادیده گرفته به گونه ای که هم اکنون بخشی از شهر هرمز اردشیر توسط سازمان قطارشهری برای احداث خط مترو در حال تخریب است و این موضوع باعث حیرت و تعجب دوستدارن میراث فرهنگی شده است.
مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر در اهواز اظهار داشت: انجمن میراث فرهنگی خوزستان تحقیقات مبسوطی برای اثبات وجود این شهر در محدوده شهر اهواز انجام داده و مدارکی که هم اکنون در دست داریم غیرقابل انکار است ولی چرا میراث فرهنگی این موضوع را قبول ندارد و منکر وجود این شهر در محدوده مورد نظر ما می شود برای ما جای سئوال دارد.
وی عنوان کرد: چندی پیش از سازمان میراث فرهنگی خوزستان فهرست آثار ثبت شده ملی خوزستان را دریافت کردیم که در کمال تعجب مشاهده کردیم نام شهرهای باستانی "هرمز اردشیر" و "عسکرمکرم" در لیست وجود ندارد.
وی با اشاره به اینکه این دو اثر در سال 1310 در فهرست آثار ملی ثبت شد است، تصریح کرد: انکار وجود این دو اثر در فهرست آثار ملی ممکن نیست ولی چرا این سازمان چنین اقدامی انجام می دهد برای ما جای تعجب دارد و در حال حاضر هر دو اثر پیش گفته مورد اختلاف ما با سازمان میراث فرهنگی است.
دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان تصریح کرد: ما تاکنون در این خصوص با مدیران فراوانی از جمله استاندار خوزستان مکاتبه کرده ایم و خواستار پیگیری موضوع توسط آنها شده ایم ولی چرا این مدیران واکنشی نشان نمی دهند برای ما جای تعجب فراوان دارد که چگونه این افراد می توانند این آثار که برای هر شهر و کشوری افتخار آمیز باشد را با دیده بی توجهی نگاه کنند.
گهستونی تاکید کرد: چرا وقتی مدیری با نادیده گرفتن چنین محوطه باستانی ارزشمندی، آثار و محوطه های تاریخی استان را در معرض تهدید و تخریب قرار می دهد از سوی استاندار با آن برخوردی نمی شود در حالیکه وی عالیترین مقام دولت در استان است.
وی اظهار داشت: انتظار داریم مدیران ارشد استان در این خصوص کمی تامل داشته باشند زیرا وجود شهر باستانی هرمز اردشیر در دل اهواز می تواند امتیازات فراوانی را برای این شهر داشته باشد.
سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی استان خوزستان یادآور شد: چندی پیش این انجمن درخواست نام‌گذاری یکی از ایستگاه‌های قطار شهری اهواز به نام هرمز اردشیر برای اثبات وجود و حفظ نام آن در این محدوده را کرد که با نامگذاری یکی از ایستگاه‌های قطار شهری اهواز به‌ نام هرمز اردشیر در مرحله اول با موافقت سازمان قطار شهری همراه شد.
وی خاطرنشان کرد: این درخواست ما از سوی این سازمان برای تایید نهایی به شهرداری اهواز ارجاع داده شده اما تا به حال هیچ نتیجه‌ای از سوی این شهرداری اعلام نشده است.
سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان همچنین از امکان اختصاص دو ایستگاه دیگر این قطار به نام‌های تاریانا و اواجا خبر داد.
به گفته وی محدوده این شهر در زیر شهر قدیم اهواز در محل نیوساید فعلی، دروازه، خرمکوشک، آسیاباد، منطقه یک شهرداری، عامری و 24 متری جای گرفته است.

۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه

اعتراض به تلاش اداره اماکن برای حذف نمادهای ملی




نشانهای ملی هر سرزمینی بیانگر تاریخ ، فرهنگ و تمدن هر کشوری است که با پاس داشتن آنان هویت ارزشی خود را در برابر فرهنگ‌های بیگانه حفظ می کنند.
سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام این مطلب گفت: ایران به عنوان یکی از نخستین خواستگاه‌های بشر دارای نمادهای ارزشمندی است که بیانگر نیک اندیشی، نیک کرداری و نیک گفتاری ایرانیان و تاثیر شگفت انگیز آن بر دیگر جوامع بشری بوده است، که ملت ایران با وجود تهاجم های بیشمار انیرانیان برای نابودی این نشانهای ارزشمند با خردورزی آنان را پاس داشته است.

مجتبی گهستونی با انتقاد از رفتار خودسرانه و بی تدبیرانه عده ایی که تلاش می‌کنند به نشانه‌های ملی برچسب سیاسی و بی دینی بزنند افزود: مدتی است که در استان خوزستان عده ای با عنوان «اداره اماکن» به دفاتر، فروشگاه‌ها و اماکنی که به عنوان بخشی از تابلو معرف کار خود از نمادهای ملی استفاده کرده اند مراجعه کرده و با تهدید خواستار حذف هرچه سریعتر این نمادها شده اند.

وی بیان داشت: اخیرا در شهرستان شوش به تاکسی‌ها اعلام نموده اند که نشان تاکسیرانی شهرداری این شهرستان، که نمادی از فرَوهَر است باید حذف و نشان دیگری جایگزین شود. این در حالی است که هر بخشی از این نشانه‌ها همچون نشانه "فروهر" دارای معانی خاصی است و انسانهای خردمند را به اندیشه پاک دعوت می‌نماید.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان تاکید کرد: در حال حاضر در استان خوزستان همچون دیگر نقاط کشور عده ای با استفاده از نمادهای انحرافی گروه‌های شیطان پرست و ناهمسو با اندیشه های ملی و مذهبی تلاش در به وجود آوردن تعارض در بین ایرانیان دارند و در این میان هیچ نهادی همچون اداره اماکن به صورت محسوس به مبارزه با آنان نمی پردازد.

گهستونی با انتقاد از سازمان میراث فرهنگی گفت: این سازمان وظیفه دارد که به نقش و اهمیت نمادهای ملی که با شیوه‌های خودسرانه و به دلیل نا آشنایی با چنین نشانه‌هایی حذف می گردند بپردازد و جلوی چنین برخوردهای سلیقه ایی را بگیرند.

۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

نام‌های کلانشهر اهواز در دوره‌های گوناگون

چندی پیش یکی از خوانندگان تارگاه تاریانا در نظری بیان داشت که نام‌هایی مانند "هرمزاردشیر"   تازه ساز هستند و به دلایل خاصی رواج داده می‌شوند.
گرچه قدمت نام‌های گوناگون تاریخی بر کسی پوشیده نیست و یادآوری نام‌های تاریخی یک شهر یا مکان تاریخی چیزی به جز افتخار را سبب نمی‌شود، ولی در پاسخ به این خواننده و آگاهی کسانی که مایل به دانستن در این باره هستند باید گفت که جلگه خوزستان، و به ویژه کناره‌های رودهای بزرگ آن مانند کارون از دیرباز زیستگاه تمدن‌های گوناگون بوده اند. برای نمونه شهر شوش از هفت هزار سال پیش تا کنون همواره شهر بوده و از این نظر یکی از 8 شهر ویژه جهان است که از دوران پیش از باستان تا کنون (حدود 9 هزار سال پیش) در آن زندگی جاری است.
کلانشهر کنونی اهواز، در جایی قرار دارد که در حدود 4 هزار سال پیش، در زمان ایلامیان باستان، شهری به نام "تاری یا نا" در آن قرار داشته است، این کهن ترین نامی است که در تاریخ برای این مکان آمده است. نام دیگری که دیده می‌شود در حدود 1500 سال پیش است، هنگامی که در این مکان سد، جوی‌های آبیاری کشاورزی، بندر و دیگر امکانات شهرنشینی به دست شاهان ساسانی ساخته شده، و نام هرمزاردشیر بر آن گذاشته می‌شود. بخشی از این شهر که بازار بوده و کار بازرگانی در آن انجام می‌شده، "هوجستان واجار" (بازار سرزمین هوج) خوانده می‌شده است.


هوج نام بخشی از سرزمین ایلام باستان بوده است، جایی که اکنون شهرهای اندیمشک، شوش، دزفول، اهواز، رامشیر، شادگان، آبادان، خرمشهر، و سوسنگرد قرار دارند. بخش دیگری از سرزمین ایلام باستان، که انشان نام داشته است، جایی است که اکنون استان‌های کهگیلویه و چهارمحال بختیاری و شهرهای ایذه، مسجدسلیمان، رامهرمز قرار دارند.


نام هوج به دو شکل در سنگ نوشته‌های هخامنشیان آمده است، یکی در بیستون (طاق بستان)، که داریوش بزرگ نام از سرزمین‌هایی آورده که در آنها شاه است، در آنجا پس از پارس نام "اووج" آمده است، و دیگری در نقش رستم (مرودشت)، با نام "خووج". واژه "خوز" که اکنون در نام استان خوزستان است همان واژه ایلامی باستان است، که احتمال می‌دهند به معنی نیشکر باشد، زیرا که از زمان ایلام باستان تا همین امروز، زمین‌های بسیاری در این سرزمین زیر کاشت نیشکر بوده است.

هنگامی که اعراب در زمان صدر اسلام به ایران یورش آورند، شهر هرمزاردشیر ویران شد ولی هوجستان واجار به دلیل اهمیت بازرگانی زیانی ندید
اعراب، نام "هوجستان واجار" را به عربی "السوق الاهواز" (بازار سرزمین هوز) ترجمه کردند. این نام در متون اسلامی که بیشتر آنها به زبان عربی نوشته می‌شدند به همین صورت آمد. تا اینکه پس از گذشت سال‌های زیاد پس از شکستن سد شادروان و نابودی بخش زیادی از خانه‌های پیروامون آن و از رونق افتادن کشاورزی، مردم به شهرهای دیگر کوچ کردند و جمعیتی به اندازه یک روستا در آنجا ماند. در زمان قاجار، ناصرالدین شاه یک بندر در آنجا می‌سازد و به افتخار خود نام شهر را بندر ناصری می‌گذارد. پس از آن، در زمان رضاشاه پهلوی، نام شهر دوباره به اهواز تغییر می‌کند.

و اکنون اهواز، پس از انتقال مرکزیت استان از شوشتر به آن، به عنوان مرکز استان خوزستان، و هفتمین کلانشهر ایران به همراه میراثی از که گذشته‌های دور و نزدیک به همراه خود دارد، در نزد ما است. اکنون این ما هستیم که باید میراث گذشتان را به آیندگان بسپاریم؛ از دست دادن این میراث سبب می‌شود آیندگان به چشم ننگ و شرمساری به ما نگاه کنند

ما مردم کنونی جهان، از هر دیاری که باشیم، در برابر نیاکان و آیندگان خویش مسئولیم که میراث نیکانمان را بی هیچ زیان و خدشه ای به آیندگان برسانیم. نام‌های کلانشهر اهواز در دوزه‌های گوناگون تاریخی کمترین چیزی هستند که می‌توانیم از این شهر تاریخی به آیندگان بسپاریم. اکنون کمتر کسی درباره سد شادروان چیزی می‌داند، کمتر کسی درباره استودان‌های زردشتیان در تپه‌های اهواز چیزی می‌داند، کمتر کسی درباره کلیسای اعظم اسقفی اهواز در سده پنجم میلادی چیزی می‌داند، و بسیاری موارد تاریخی دیگر که رو به فراموشی می‌روند و کوششی برای یادآوری آنان نمی‌شود.

۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

تخريب محوطه ای بزرگ متعلق به دوره اشكاني در اطراف اهواز


پس از تخریب علنی یک تپه اشکانی در مرکز شهر رامهرمز که  دیواره و خشت های آن به عینه قابل مشاهده بود ، تخریب یک تپه اشکانی دیگر موسوم به پاگچی، تخریب یک محوطه اشکانی موسوم به حسین آباد در شوش ، اینبار در نتيجه عمليات تعريض جاده روستايي در اطراف شرق اهواز توسط پيمانكار شركت نفت يك محوطه باستاني ظاهرا متعلق به دوره اشكاني آسيب جدي ديد.

 پایه آتشدان
سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان گفت: تخريب در اين محوطه عظيم باستاني كه به دلايل امنيتي نام آن برده نمي‌شود اولين بار در دهه 70 از سوی اداره وقت جهاد سازندگی و بدون استعلام از اداره وقت ميراث فرهنگي شروع شده است.
مجتبی گهستونی : مساحت اين محوطه بيش از 150 هكتار است و  در آن  آثاري همچون ديوارهاي خشتي، پايه ميز، سنگ‌هاي يك تكه، پايه آتشدان و همچنين سفال‌هايي پراكنده منقوش ديده شده است.
وی افزود: در این محوطه وسیع يك قبرستان وجود دارد که در سراسر محوطه می توان آثاری از سفال‌هاي ته خمره‌اي ادژي قرمز رنگ مربوطه به دوره اشكاني و سفال‌هاي سياه رنگ از دوره هزاره اول را مشاهده نمود.

     بنایی که در آب انبار یا مقبره بودن آن شک است
مسئول کمیته میراث فرهنگی مجموعه فعالان حقوق بشر ایران بیان کرد: با توجه به وجود ‌آثاري از حفاري‌هاي غيرمجاز و تسطيح توسط بيل‌هاي مكانيكي پيمانكار شركت نفت باید گفت سازمان میراث فرهنگی خوزستان اگر چه از غنی بودن این محوطه اطلاع کافی دارد اما نه تنها تا کنون اقدامی حفاظتی برای این محوطه انجام نداده است بلکه دستورالعملی برای تهیه پرونده ثبتی، بررسی شناسایی و کاوش های باستان شناسی ، تعیین حریم و عرصه این محوطه  انجام نداده است.
گهستونی اظهار داشت: در این محوطه  يك سازه‌ به طول 2 متر، عرض شش متر و عمق 2 متر با سنگ‌هاي چهار تراش و ملاتي از ساروج در محوطه وجود دارد كه در مرحله اول آب انبار به نظر مي‌رسد اما مي‌توان آن را يك آرامگاه بزرگ دوره اشكاني دانست.
وی گفت: با كاوش و حفاري در اين محوطه به يقين مي‌توان آثاري از خط نوشته و يا شايد سكه‌هاي رايج در آن زمان را يافت كه تاريخ محوطه را بازگو ‌كند.

۱۳۸۸ دی ۷, دوشنبه

آژیر قرمز، تخریب محوطه باستانی زرگان اهواز

بی اعتمادی به گمانه زنی های پی در پی در محوطه باستانی زرگان با چه هدفی انجام می شود!؟
پس از اطلاع رسانی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان مبنی بر باستانی بودن محوطه باستانی زرگان در اهواز که ابتدا در روزنامه جام جم به چاپ رسید نظر کارشناسان میراث فرهنگی کشور را جلب کرد و در نهایت آنها را به اهواز کشاند.


در شمال شرقی شهر اهواز و در مسیر جاده اهواز به شوشتر محوطه یی 40هکتاری وجود دارد که پس از خاکبرداری و تسطیح اراضی به محوطه یی ظاهراً هفت هکتاری منتهی می شود که بقایای یک شهر تاریخی پیش از اسلام است. کشف مقادیری سفال، سنگ های صیقل یافته، دیوار های خشتی، آثاری از معماری و تپه هایی که تسطیح شده اند گواه از وجود شهری می دهد که در دل زمین وجود دارد. به رغم اینکه در سال 1380گمانه زنی هایی انجام گرفته و باستانی بودن محوطه محرز شده است. با آنکه برخی از باستان شناسان از وجود شهری مدفون و تاریخی در اطراف شهر اهواز خبر می دهند، اما اداره میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان به طور غیر رسمی سعی دارد با صدور مجوز احداث نیروگاه دوم زرگان محوطه باستانی زرگان را تهدید کند.در حالی که طی کمتر از یک دهه به ترتیب افرادی همچون مهدی رهبر از باستان شناسان مطرح کشور، مسعود داودی کارشناس میراث فرهنگی خوزستان، گوهرتاج گودرزی کارشناس میراث فرهنگی خوزستان ، میر احمدی و طاهری ، گودرزی و طا هری در این محوطه گمانه زنی و بررسی شناسایی انجام داده اند در نهایت خانمی به نام تراکمی از پ‍‍‍ژوهشکده باستان شناسی به اهواز سفر می کند تا با انجام گمانه زنی هایی بر باستانی بودن این مکان صحه بگذارد. اما چندی بعد سازمان میراث فرهنگی خوزستان علی رغم میل خود اعلام می کند که قرار است فاضلی نشلی از پژوهشکده باستان شناسی به اهواز آید تا از نزدیک محوطه زرگان را رویت نماید. وی پس از انجام این سفر با توجه به این‌که ما نسبت به آسیب ندیدن منطقه‌های باستانی حساس و با همکاری انجمن‌های میراث فرهنگی دنبال حفظ آن‌ها هستیم، پیشنهاد می‌کنم به‌دلیل آن‌که برخی آثار در سطح هستند، هفته‌ی آینده یک گروه باستان‌شناسی به منطقه اعزام کنیم، چون پراکندگی سفال‌ها در منطقه بحث‌برانگیز است و احتمال این‌که با شخم زدن بیرون آورده و پراکنده شده باشند، وجود دارد.


البته ایشان در بخش دیگری از سخنان خود به موارد دیگری اشاره می کند که قابل تامل است: ما منطقه را کاوش می‌کنیم. اگر به اثری فرهیخته رسیدیم، سازمان آب و برق خوزستان آن منطقه را جزو فضای سبز خود قرار دهد و از آن به‌عنوان محوطه‌ی تاریخی و فضای سبز استفاده کند. در این صورت، در کنار کاری اقتصادی، یک کار فرهنگی انجام خواهد شد و در عین حال، آثار موجود در آن محدوده حفظ خواهند شد و اگر اثری وجود نداشت یا این‌که خیلی فرهیخته نبود، اجازه‌ی‌ ساخت‌وساز در آن منطقه داده خواهد داشت. نوار غربی منطقه‌ی باستانی زرگان کاملا فضای سبز می‌شود، چون به تپه‌ی‌ باستانی نزدیک است. با توجه به این‌که طبیعتا تأسیسات در مراحل بعدی، توسعه‌ی اقتصادی پیدا خواهند کرد و احتمالا محوطه‌های مسکونی هم در آنجا ایجاد خواهند شد، لازم است که به استانداری پیشنهاد داده شود، در آن منطقه کاوش کند و محل عبور کانال آب به سایت ـ موزه تبدیل شود، چون نظم محوطه خیلی به ‌هم خورده و غالبا تسطیح شده است.
حال با توجه به اینکه پیش از این باستان شناسان اعزامی خود پژوهشکده بر باستانی بودن محوطه زرگان تاکید کرده اند به نظر می رسد واگذاری چند باره این محوطه به گروهی دیگر جای سئوال دارد و شاید گروه باستان شناس سعی می نماید با توافقات به عمل آمده محوطه را کمتر فرهیخته ( اشاره به سخنان فاضلی نشلی) معرفی کند. شاید هم گروه جدید باستان شناس سعی دارد حریم این محوطه باستانی را مشخص کرده و در نهایت در خارج از حریم اقدام به ارائه مجوز نماید. به نظر شما این بی اعتمادی سازمان به نظرات باستان شناسان که هر بار این محوطه را باستانی اعلام می کنند چه مفاهیمی در بر دارد. دوستداران میراث فرهنگی نگران هستند که سازمان میراث فرهنگی در این محوطه نیز پاسدار مناسبی نباشد و بار دیگر با مجوزی که ارائه می دهد یک محوطه باستانی را برای همیشه نابود کند.
اما داستان از این قرار است که شرکت آب و فاضلاب خوزستان برای تامین کمبود آب مورد نیاز شهرستان اهواز مصمم می شود این کمبود را از ناحیه گتوند تامین کند. بنابراین پروژه مزبور را به دو شرکت واگذار می کند. لذا عملیات لوله گذاری از مردادماه سال 1378 آغاز می شود. در مسیر یادشده محوطه های بسیاری قرار دارد که به دلیل عدم درخواست از میراث فرهنگی استان خوزستان و توجه نکردن این اداره کل در مورد عملکرد و نحوه فعالیت این دو شرکت پیمانکاری و همچنین عدم تخصص نیرو های انسانی از یک طرف و از طرف دیگر گمنام بودن محوطه های تاریخی و همچنین فقدان تپه ها یا بناهای تاریخی به شکل بارز، صدمات فراوانی به محوطه های فرهنگی در طول مسیر وارد شده که میراث فرهنگی وقت از چند و چون آن بی اطلاع بوده است.
اوایل سال 1380 پس از انجام گمانه زنی های باستانی در محوطه یی 40 هکتاری در شمال شرقی شهر اهواز و در مسیر جاده اهواز به شوشتر ، آثاری از دوره های ساسانی و سلجوقی در این محوطه کشف شد که نشان می داد در این فضای هفت هکتاری شهری مدفون از ایران باستان وجود دارد. در آن زمان این محوطه باستانی با آنکه از سوی کارشناسان واحد پژوهش اداره میراث فرهنگی استان خوزستان یک محوطه باستانی عنوان شد، اما اکنون و پس از گذشت نزدیک به هفت سال علاوه بر آنکه هنوز مورد کاوش های بیشتر قرار نگرفته است، با ساخته شدن نیروگاه شماره 2 زرگان توسط شرکت صبا قرار است برای همیشه فراموش شود. به گفته باستان شناسان درباره این محوطه باستانی در مجاورت شهر اهواز چند نظریه مطرح شده است که از مهم ترین آنها می توان به این نکته اشاره کرد که در طول تاریخ «مادرشهر»هایی وجود داشته اند و در کنار آنها شهرهای کوچک شکل گرفته اند. بقایای این محوطه تاریخی نشان می دهد این محوطه به طور حتم شهری کوچک در کنار شهری بزرگ بوده است.بر همین اساس عده دیگری عقیده دارند این شهر ناشناخته بخشی از شهر اهواز قدیم یا همان هرمز اردشیر است که گرچه باستانی بودنش تاکنون به اثبات رسیده، اما تاکنون پرونده ثبتی برای آن تهیه نشده است.
پیش تر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در پرسش از معاونت حفظ و احیای اداره میراث فرهنگی خوزستان درباره اینکه وظیفه به ثبت رساندن این محوطه تاریخی با کیست، تنها این جواب را داد که به دلیل آنکه واحد پژوهشی این اداره گزارشی درباره میزان ارزش تاریخی این محوطه به این واحد ارائه نکرده بود ، بنابراین هنوز این محوطه به ثبت نرسیده است.
هم اکنون یک شرکت خصوصی با ایجاد پایه های بتونی، محدوده نیروگاه را نیز مشخص و با استقرار چند دستگاه کانتینر و تجهیز کارگاه، مقدمات تخریب این محوطه بزرگ باستانی را آغاز کرده است.

۱۳۸۸ دی ۲, چهارشنبه

"هرمز اردشیر، یادگار ساسانیان" به كتابفروشي‌ها مي‌آيد

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریاناي خوزستان به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) گفت: اردشیر بابكان سلسله ساسانی را بر پایه فرهنگ ایرانی بنیاد نهاد و با كوشش بسيار جلوی نفوذ فرهنگ یونانی را که از زمان سلوکیان و اشکانیان به تدریج در ایران راه یافته بود، گرفت.
وي افزود: به همین سبب اردشير در تاریخ ایران باستان چهره درخشاني يافت و درمي‌يابيم كه دوام حکومت ساسانی در چهار قرن به طور حتم نتیجه سیاست اصیل و خردمندانه اوست.
اين پژوهشگر، به شكل‌گيري جامعه شهري در دوره ساساني اشاره كرد و گفت: نظریه‌پرداز اصلی حکومت ساسانی که خود پرورش یافته شهر و جامعه شهری بود سعی كرد یک جامعه شهری به وجود آورد. در این شهرها نظام کاستی یا طبقاتی رعایت می‌شد و به همین دلیل شهر را مکان اصلی استقرار طبقات برتر اجتماعی قرار داد.
وي به ریخت‌شناسی شهر یا "شار" در دوره ساسانی در بخشي از كتاب اشاره كرد و گفت: در اين كتاب به دژ حکومتي، مجموعه‌ای از کاخ‌ها، آتشگاه‌ها، دیوان‌ها، سربازخانه‌ها، ذخایر، خزاین و انبار آذوقه که در بالاترین نقطه شهر و مهم‌ترین نقطه ژئوپولیتیک ساخته و با دیوارهای سنگی محافظت می‌شود اشاره شده است.

وی در ادامه يادآوري كرد: در بخشي از كتاب با اشاره به شار میانی (مجموعه‌ای از محلات خاص برای استقرار طبقات ممتاز) شار بیرونی(مجموعه‌ای از خانه‌ها، بازارها، باغات، مزارع، آتشکده‌ها، بازار اصلی و محل زندگی پیشه‌وران) نيز معرفي شده است.

ایشان افزود: در اين پژوهش بازار و ميدان نقش اساسي در ساخت شهر دارد. ميدان نيز جایی است که ورودي بازارها به آن باز می‌شود و مكان رفت و آمد افراد در آن شكل مي‌گيرد.

اين محقق خوزستاني يادآور شد: اردشیر پسر بابک برای رسیدن به اهداف و آرزوهای خود به ساخت و یا تجدید بنای شهرها اقدام كرد و شهرهای رام اردشیر، گور، ریوارد شیر، به‌اردشیر، ایسایادارد شیر، اردشیرخوره وهر خردارشیر را در خوزستان كهن بنا نهاد.

وي در پايان سخنانش خاطرنشان كرد: خوزستان كهن‌ترين بخش جغرافیایی ایران است که از 5000 سال پیش از این در تاریخ كهن ايران نقش بسياري داشته و کهنه‌ترین شهرهای ایران در آنجا بنیاد شده است.

نام هرمز اردشیر در دوره ساسانیان پشت سکه‌هايي كه در محوطه‌هاي باستاني كشف شد، آمده است. پس از انقراض سلسله ساسانیان این شهر نیز کم‌کم رو به ویرانی رفت و تا زمان عضدالدوله دیلمی این شهر دوباره تجدید بنا شد و متأسفانه چندی بعد دوباره این شهر رو به ویرانی نهاد تا حدی که تبدیل به یک روستا شد. در دوره قاجاریه نيز به دلیل قرارداد با انگلیسی‌ها و آزادی‌سازي کشتی‌رانی در کارون، اين شهر دوباره مورد توجه و مرکز ثقل تجارت قرار گرفت، سپس توسط ناصرالدین شاه قاجار تجدید بنا و از اين رو ناصری یا ناصریه نامیده شد.

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

عبور مترو از كنار ساختمان سه گوش تير خلاص آن خواهد بود

 عضو هيات علمي دانشگاه شهيد چمران اهواز گفت: پس از گذشت 80 سال از عمر دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد چمران اهواز (ساختمان سه گوش) و ثبت آن در فهرست آثار ملي كشور و نيز فعاليت ديرينه در آن انتظار مي‌رود پس از تخليه همچنان به فعاليت‌هاي فرهنگي خود ادامه دهد.
عباس امام، كه در ارديبهشت ماه سال جاري با ابتكار او نمايشگاه اسناد و مدارك با عنوان "سه گوش در گذر زمان" در آن ساختمان برپا شد، در گفت‌وگو با خبرنگار  (ايسنا) در خوزستان خاطرنشان كرد: به ظاهر دانشگاه شهيد چمران اهواز به منظور جابه‌جايي دانشكده ادبيات خود تصميم به تخليه اين بنا در سال آينده گرفته است. اين در حالي است كه با توجه به فعاليت فرهنگي ساختمان سه گوش طي بيش از 45 سال گذشته و ثبت آن در فهرست آثار ملي كشور انتظار مي‌رود اين ساختمان همچنان كاربري فرهنگي خود را حفظ كند.
وي با اشاره به اعلام نشدن هر گونه مطلب رسمي مبني بر برنامه‌ريزي براي آينده ساختمان از سوي مسؤولان اين دانشگاه افزود: تاكنون به طور علني و مشخص هيچ گونه كاربري مشخصي براي آن تعريف نشده ولي طبق پيشنهادهاي ارايه شده از سوي صاحب نظران انتظار مي‌رود به موزه مردم‌شناسي و خوزستان‌شناسي در اهواز تبديل شود. اين امر با در نظر گرفتن قدمت و شكل بنا مي‌تواند از موقعيت و وضعيت درآمدزايي مطلوبي نيز برخوردار باشد.
امام در زمينه وضعيت ساختمان از نظر شكل ظاهري كنوني بيان كرد: در حال حاضر متاسفانه ساختمان سه گوش در وضعيت مطلوبي به سر نمي‌برد و علاوه بر آسيب‌هاي وارده در مدت هشت سال جنگ تحميلي مي‌توان به وجود ترك خوردگي و موريانه‌زدگي در بخش‌هاي مختلف آن اشاره كرد. البته از شش سال پيش و طبق نظر كارشناسان فني نياز اين بنا به مرمت تشخيص و به مسؤولان دانشگاه اعلام شده ولي تاكنون شاهد هيچ گونه اقدامي از سوي آن‌ها براي احياي آن نبوده‌ايم.
مدرس زبان گروه زبان انگليسي دانشگاه شهيد چمران اهواز همچنين از در حال نابودي بودن ويترين‌هاي منحصر به فرد اين دانشكده خبر داد و گفت: متاسفانه دانشگاه شهيد چمران اهواز ظاهرا به دليل كمبود اعتبارات مالي طي چند سال اخير هزينه‌اي براي حفظ كالبد اين بنا نكرده است. اين در صورتي است كه سيستم نورپردازي رنگي در دو بخش ورودي و خروجي اين دانشكده، كه باعث جلوه بيشتر نماي بنا و زيبايي بخش به آن مي‌شده، از حدود 30 سال پيش بر اثر صدمات جنگي آسيب ديده و تاكنون اصلاح نشده و روشن نشده است.
اين كارشناس خوزستان‌شناسي تاكيد كرد: ممكن است دانشگاه شهيد چمران اهواز به دلايل مشكلات مالي و هزينه‌بر بودن كار مرمت اين بنا به تنهايي قادر به احياي آن نباشد. بنابراين از استانداري، شوراي شهر و سازمان ميراث فرهنگي استان به عنوان نهادهاي رسمي در استان خوزستان مصرا درخواست مي‌شود كه با اين دانشگاه همكاري و در مسير حفظ اين اثر تاريخي معنوي و فرهنگي گران‌بها كوشا باشند.
امام با اشاره به طرح عبور مترو از كنار ساختمان سه گوش يادآوري كرد: اگر اين طرح بدون در نظر گرفتن تمهيدات لازم براي حفظ و استحكام بخشي ساختمان انجام گيرد قطعا تير خلاص براي اين ساختمان خواهد بود.
گفتني است قدمت ساختمان سه گوش (دانشكده ادبيات) مربوط به دوره پهلوي اول بوده و در تاريخ 26/8/78 به شماره 2497 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است. به سال 1308 خورشيدي در روزنامه اطلاعات مراسم افتتاح بانك ملي به رياست دكتر شون آلماني در اين ساختمان درج گرديده است. در سال 1309 به مقر اداره حكومتي ولايت (استانداري) تبديل شد. در زمان جنگ جهاني دوم نيز به سال 1320 به عنوان مقر ستاد ارتش آمريكا در اهواز مورد استفاده قرار گرفت و پس از آن به مقرر سازمان آمريكايي اصل چهار ترومن، ستاد استانداري خوزستان، فرماندهي اهواز، اداره كل دارايي استان خوزستان و در نهايت در سال 1336 دانشگاه جندي شاپور اين ساختمان را به مبلغ 220 هزار تومان از بانك ملي خريداري كرد. در سال 1337 به دانشكده پزشكي، سال 1345 به دانشسراي عالي تربيت دبير و سرانجام در سال 1350 به دانشكده ادبيات و زبان‌هاي خارجي تبديل شد و تاكنون نيز به فعاليت خود ادامه مي‌دهد.