۱۳۸۹ فروردین ۵, پنجشنبه

ازداشت مجتبی گهستونی و تداوم بازداشت فعالان حقوق بشر

مجتبی گهستونی، فعال حقوق بشر و روزنامه نگار طی یورش های گسترده به فعالان حقوق بشر مورخ 12 اسفندماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
به گزارش هرانا، مجتبی گهستونی، مسئول سابق کمیته میراث فرهنگی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روزنامه نگار ، عضو فدراسيون بين‏المللي روزنامه ‏نگاران، سخنگوی سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی (تاریانا) مورخ 12 اسفندماه توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در شهر اهواز بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد.
از دلایل بازداشت این فعال حقوق بشر و عرصه فرهنگی و مطبوعاتی اطلاع دقیقی در دست نیست اما گمان می رود نامبرده نیز در یورش های گسترده 11 و 12 اسفندماه که دست کم تاکنون 27 مورد گزارش شده است بازداشت شده باشد.

۱۳۸۸ اسفند ۲۸, جمعه

چهارشنبه سوري خجسته باد-

برگرفته از کتاب آناهیتا رویه‌ی 100 تا 102
آتش‌افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین دیرین است و همه جشن‌های باستانی با آتش که فروغ ایزدی است، پیشباز می‌شود‌. آن‌چنان‌که در اوستا آمده، فروردین (جشن نوروز) هنگامی است که فرورهای نیاکان از برای سرکشی بازماندگان از آسمان فرود آیند و ده شبانروز در خان و مان پیشین خود به سر برند‌. این ده روز‌، همان آخرین پنج روز از آخرین ماه سال و پنج روزی است که به سال می‌افزودند تا سال خورشیدی، درست دارای 365 روز باشد‌. این پنج روز را پنجه - پنجه دزدیده - پنجوه - بهیزک (وهیچک) - گاه - اندرگاه - روزهای گاتها می‌گفتند‌. ناگزیر در روزی که از برای پیش‌آمد آغاز سال آتش می‌افروختند‌ و شادمانی می‌کردند‌، بیرون ازین ده روز نبود‌. شک نیست که افتادن این آتش‌افروزی به شب آخرین چهارشنبه سال، پس از اسلام است، چه ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند‌. هر یک از دوازده ماه نزد آنان بی‌کم و بیش سی روز بود و هر روز به نام یکی از ایزدان خوانده می‌شد، چون هرمزروز- بهمن‌روز- اردیبهشت‌روز و جز اینها‌. روز چهارشنبه یا یوم‌الارباع نزد عربها روز شوم و نحسی است‌. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده «و الاربعاء یوم ضنک و نحس»(1). شعر منوچهری گویای همین روز تنگی(ضنک) و سختی و شومی است:
چهارشنبه که روز بلاست باده بخور                       بسا تکین می خور تا به عافیت گذرد
این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا با پیش‌آمد سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه برکنار مانند‌.
در کهن‌ترین جایی‌که از آتش‌افروزی سوری یاد شده، در تاریخ بخاراست‌، تالیف ابوجعفر نرشخی (286-248). این کتاب را ابونصراحمدبن‌محمدبن‌نصرالقباوی در سال 572 از عربی به فارسی برگردانیده است‌.
درباره جشن سوری گوید: «وچون امیر سدید منصوربن‌نوح به ملک بنشست اندر ماه شوال سال به سیصد و پنجاه به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای‌ها را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود، بهتر از آن به حاصل (کردند). آن‌گاه امیر سدید (به سرای) بنشست‌. (هنوز) سال تمام نشده بود که چون شب سوری چنان‌که عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند‌. پاره آتش بجست و سقف سرای درگرفت و دیگرباره جمله سرای بسوخت و امیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت ...»(2)
چنان‌که دیده می‌شود، در سخن از آتش‌افروزی شب‌سوری گفته شده «عادت قدیم است‌.» دیگر اینکه گفته شده «شب‌سوری» بدون چهارشنبه‌. شک نیست که این آتش‌افروزی در پایان‌ سال، همان جشن چهارشنبه‌سوری کنونی است‌.
از اینکه این جشن در سه‌شنبه شب گرفته می‌شود، از اینروست که نزد ایرانیان، چنان‌که نزد بسیاری ازگروه معروف به هندواروپایی ، شب پیش از روز به شمار می‌رود‌ (3) ، بسا در اوستا گفته شده:  در هنگام سه شب یا در هنگام نه شب به جای سه روز و نه روز‌.
 

در بهرام نیایش در پاره 16 آمده:
«بشود که رمه‌ای از چهارپایان از آن تو شود و گروهی از مردان‌، بشود که از منش ورزیده برخوردار شوی، بشود شاد زندگی کنی به شبهایی که خواهی زیست‌.»
در فروردین یشت پاره 49 آمده: «فرورهای نیک توانای پاکان در هنگام (جشن گهنبار) همسپتمدم از آرامگاهان خود به سوی زمین فرود آیند و ده شب پی در پی از برای آگاهی یافتن از بازماندگان درین جا به سربرند‌.»
شنبه یا شنبد
به فال نیک و به روز مبارک شنبد                               نبید گیر و مده روزگار خویش به بد
منوچهری
یک واژه بابلی است به دستیاری تازیان به ایران رسیده است‌. آن‌چنان‌که در آغاز گفتم، نزد ایرانیان‌، ماه به چهار هفته بخش نمی‌شده‌. شباتو Shabbatu که در عربی، ثبت شده، روز پانزدهم (هرماه) و روز آسایش بود‌.(4)
اما سوری که به جای جشن به کار رفته، به این واژه چندین‌بار در اوستا برمی‌خوریم: سوئیریه Suriya و به معنی چاشت به کار رفته در پهلوی و فارسی به معنی مهمانی بزرگ گرفته شده:
در سور جهان شدم و لیکن                                        بس لاغر بازگشتم از سور
زین سور زمن بسی بتر رفت                                      اسکندر و اردشیر و شاپور
گر تو سوی سور می‌روی رو                              روزت خوش باد و سعی مشکور    ( ناصر خسرو )
سورنای، نایی است که در مهمانی و عروسی نوازند‌.
در پایان باید یادآور شد: در جشن چهارشنبه‌سوری از روی شعلة آتش جستن و ناسزایی چون سرخی تو از من و زردی من از تو گفتن از روزگارانی است که دیگر ایرانیان مانند نیاکان خود، آتش را نماینده فروغ ایزدی نمی‌دانستند‌، آن‌چنان‌که در آتش‌افروزی جشن سده که به گفته گروهی از پیشینیان، پرندگان و چارپایان را به قبر و نفت اندوده، آتش می‌زدند ، از روزگاران پس از اسلام است‌.(5)
1- المحاسن و الاضداد، مصر 1350، ص 277.
2- تاریخ بخارا به اهتمام مدرس رضوی، تهران، ص 32.
3- Ostiranische Kultur. Von with. Geiger, Erlangen, 1882, 2,3,315.
4-  نگاه کنید به جلد اول یشتها‌، ص79‌.
5- جشن سده ، نشریه انجمن ایرانشناسی ، تهران 1324‌، ص‌22‌.
برگرفته از:http://www.iranboom.ir/didehban/mirase-manavi/298-4shanbesori-pordavod.html

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

از بافت‌هاي تاريخي اهواز استفاده بهينه نمي‌شود




نمايش عكس "اهوازگردي در يك ساعت" در تالار فردوسي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد چمران اهواز برگزار شد.
به گزارش ايسنا خوزستان در  اين برنامه دكتر عباس امام، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد چمران اهواز در كنار نمايش عكس‌ها گفت: شهر اهواز تا قبل از سال 1315 پلي نداشت و رفت و آمدها با قايق انجام مي‌شده است. در سال 1315 يك شركت سوئدي پل سفيد را ايجاد كرد. قبل از انقلاب در اهواز چهار پل ايجاد شد و امروز در اهواز هشت پل وجود دارد.
او با اشاره به ساخت‌وسازهاي سال 1308 در شهر اهواز خاطرنشان كرد: در اين سال آلماني‌ها دانشكده ادبيات و ‌ميدان راه‌آهن را ساختند. در اين سال ميرزا حكيم باشي كه عطار بود سقاخانه‌اي در 30 متري بنا كرد كه در سال 1321 به شكل كنوني در آمده است. مقبره ميرزا حكيم باشي در علي بن مهزيار اهوازي واقع است.
مجتبي گهستوني، دبير انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان، نيز بيان كرد: در فهرست آثار ملي ميراث فرهنگي كشور 800 اثر از استان خوزستان به ثبت رسيده است. در اين استان شش شهر با بافت تاريخي وجود دارد و اهواز يكي از اين شهرها است. با وجود تغييراتي كه در بافت شهر ايجاد شده هنوز بناهايي قديمي در خيابان‌هاي اهواز ديده مي‌شود. بيش‌تر بافت‌هاي تاريخي اهواز در خيابان‌هاي 30 متري، 24 متري، عامري و آخر آسفالت قرار دارند.
او در ادامه به وجود شهر باستاني هرمز اردشير اشاره كرد و بيان كرد: شهر هرمز اردشير در دوره ساسانيان تأسيس شده است اما به دليل طغيان‌ها و زلزله‌هاي پيش آمده در اين سال‌ها آثاري از آن شهر به دست نيامد تا زماني كه ساخت‌وساز مترو شروع شد و آثاري از اين شهر در ميدان دروازه اهواز به دست آمد. اين دوستدار ميراث فرهنگي خاطرنشان كرد: ميراث فرهنگي هويت ما است. در حال حاضر برخلاف اين كه اهواز بافت قديمي دارد و به ثبت ملي رسيده‌اند اما از آن بافت‌ها استفاده بهينه نمي‌شود.

۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

ضرورت سرمایه گزاری بخش خصوصی و دولتی در بافت تاریخی اهواز

دانشسرای مقدماتی پسران
باید از بافت تاریخی و خانه های سنتی شهر اهواز به عنوان بخشی از گنجینه های تاریخی و فرهنگی کشورمان با سرمایه گزاری بخش خصوصی و دولتی محافظت نمود.

رئیس کمیسیون خدمات شهری شورای شهر اهواز در حاشیه بازدید از بافت قدیم اهواز که به همراه اعضای انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان صورت گرفت گفت: بافت تاریخی اهواز که از جمله بافت های در معرض نابودی است ابتدا نیازمند فرهنگ سازی درباره ضرورت و اهمیت آن و سپس نیازمند مرمت،حفظ و احیاء است.

آرزو بابادی افزود: اگر خانه های قدیمی اهواز همچون دیگر بناهای تاریخی مرمت و به خوبی نگهداری شوند دارای همه جنبه های ضروری یک خانه امن، راحت، زیبا و آرام هستند.

وی بیان کرد: اهواز از جمله ۹۰ شهر دارای بافت تاریخی کشور و ۶ شهر دارای بافت قدیمی در استان خوزستان است که این بافت تاریخی در نتیجه ساخت و سازهای ناهمگون و فاقد ارزش معماری در حال از بین رفتن است.

این عضو شورای شهر با انتقاد از مدیران مسئول در زمینه حفظ و احیاء بافت قدیمی اهواز اظهار داشت: برای حفظ بناهای قدیمی و بافت تاریخی که نشان از قدمت این شهر ساحلی می باشد چه گام هایی بر داشته شده است و تا چه میزان از نهاد های غیر دولتی و مردمی برای فرهنگ سازی و مستند نگاری این بافت قدیم بهره گرفته شده است.

آرزو بابادی در بخش دیگری از سخنان خود بیان داشت: با نگاه به بعضی از خانه های باقی مانده از تاریخ یک صد ساله اخیر اهواز که در حاشیه کارون قرار گرفته اند می توان به این نتیجه رسید که توجه به منظر در خانه به درک درست انسان هایی با ذهنیت باز بر می گردد چرا که منظر از دو ویژگی وصف جمالی و کمالی برخوردار است.

رئیس کمیسیون خدمات شهری شورای شهر اهواز گفت: حال با برخورداری خانه های قدیمی در شهر اهواز که دارای منظر فرهنگی، حیاط، ایوان، سه دری یا پنج دری، صفه و حتی تزئینات درونی هستند چرا برای کاربری های مناسب مورد توجه قرار نمی گیرند. مگر در نتیجه احیاء یک بنای قدیمی در اهواز به منظور ایجاد یک خانه فرهنگ و رستوران موزه سنتی اشتغال به وجود نمی آید و اوقات فراغت مردم پر نمی گردد.

وی افزود: ضروری است که برای تعیین محدوده بافت قدیمی اهواز مشاور تعیین گردد تا با استفاده از تجربیات تشکل های دوستدار فرهنگ در اهواز که سابقه خوبی در شناسایی بافت قدیم این کلان شهر دارند ما به الگوهای موفق دیگر شهرهای تاریخی کشور دست یابیم.

۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

آرامگاه عارف معاصر «عبدالامیر نگهبان» نباید تخریب شود






سازمان میراث فرهنگی خوزستان به یاد دکتر عزت الله نگهبان پدر باستان شناسی ایران باید مقبره عبدالامیر نگهبان عارف معاصر را نگهداری، ثبت و مرمت کند.
سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام این مطلب گفت: شهرداری اهواز با نصب پلاکاردی بر روی مقبره مرحوم عبدالامیر نگهبان از عرفای یک صد ساله اخیر اهواز که پدر مرحوم دکتر عزت الله نگهبان از بنیانگزاران باستان شناسی نوین ایران محسوب می شود نسبت به بازسازی این بنا هشدار داده است.
مجتبی گهستونی افزود: این مقبره در خیابان امام خمینی اهواز واقع شده و پیش از این انجمن تاریانا از سازمان میراث فرهنگی خوزستان و شهرداری اهواز درخواست کرده بود که از مقبره این مرحوم به عنوان یکی از مفاخر خوزستان نگهداری کند.
وی بیان کرد: مقبره مرحوم عبدالامیر نگهبان تنها مزار باقی مانده از یک آرامستان است که تا چند دهه پیش مردم اهواز میت خود را در آن دفن می نمودند.
دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در ادامه اظهار داشت: پس از درگذشت دکتر عزت الله نگهبان که در سن 82 سالگی و در سال 1386 دنیا را وداع گفت و همه دوستدارانش را سراسر با غم و اندوه مواجه کرد از شهرداری اهواز و سازمان میراث فرهنگی خوزستان در خواست نمودیم ضمن نامگزاری یکی از خیابان ها و میادین اهواز به نام دکتر عزت الله نگهبان، اقدام به مرمت مقبره پدر ایشان مرحوم عبدالامیر نگهبان که هر دو متولد اهواز بوده اند نمایند که تا کنون این اقدام صورت نگرفته است.
گهستونی گفت: در صورتی که میراث فرهنگی نسبت به اهمیت این بنا با شهرداری اهواز مکاتبه ننماید با حکم دادستانی نسبت به تخریب بنا اقدام می نمائیم.

۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

مدیر تازه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی، و گردشگری خوزستان معرفی شد

سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی، و گردشگری استان خوزستان از امروز پذیرای مدیری تازه خواهد بود.
مدیر پیشین این سازمان، صادق محمدی، در طول مدت مدیریت خویش بارها و بارها مورد نقد کارشناسان و مردم دوستدار میراث فرهنگی قرار گرفت.
در زمان مدیریت وی چندین فاجعه وصف ناشدنی سبب زخم‌های جبران ناپذیری بر میراث کهن استان خوزستان شدند. از جمله آنها می‌توان خرد شدن سنگ‌نوشته هخامنشی پایه ستونی در کاخ آپادانا، انکار وجود هرمزاردشیر و انجام کاوش‌های سوری برای اثبات آن، پذیرش ساخت نیروگاه زرگان 2 در محوطه تاریخی کاوش‌نشده، صدور مجوز برای ساخت چند هتل در محوطه تاریخی شوش، کشف گنجینه ایلامی جوبجی بر اثر کار لودر و بیل مکانیکی، تجاوز همیشگی قاچاقچیان به محوطه‌های جوبجی، تل‌برمی، بردنشانده، شوش، و چغازنبیل، پافشاری بر تصمیمات غیرکارشناسی و تکذیب حقایق و همچنین کینه‌ورزی با رسانه‌ها و انجمن‌های مردم‌نهاد، و ده‌ها و شاید هزاران مورد دیگر را نام برد.
علیرغم همه رفتارهای غیرقابل دفاع محمدی در دوران مدیریت، وی سال گذشته به عنوان بهترین مدیر میراث فرهنگی انتخاب شد.
اینک، پورفرخی، مدیر تازه سازمان میراث فرهنگی خوزستان می‌آید که مورد آزمون قرار گیرد. هرچند تا به این لحظه آگاهی چندانی درباره کارنامه وی به دست نیاورده ایم، ولی به عنوان یک مار گزیده این پرسش به ذهن ما و همه دوستداران میراث فرهنگی آمده است: آیا او اسکندری دیگر خواهد بود؟

۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه

توهین سازمان میراث فرهنگی کل کشور به دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان

در چند روز گذشته، خبر یافت شدن یک تابوت اشکانی و بازتاب آن همراه با گزارش‌های تصویری بار دیگر چشم‌ها را به سوی استان کهن خوزستان افکند. یکی از این چشم‌ها، چشمان بسته سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی، و گردشگری کل کشور بود؛ بسته از آن رو که این سازمان نه تنها کار و تلاش شبانه روزی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان را در راستای پاسداری از میراث فرهنگی ایران نمی‌بیند، بلکه با کارهایی غیرمسئولانه تلاش می‌کند بر ضد منافع ملی کشور مانع از آگاهی رسانی همگانی درباره میراث فرهنگی خوزستان از سوی این انجمن شود.
در این راستا این سازمان در نامه ای اعتراضی به خبرگزاری مهر، که خبر یافت شدن تابوت اشکانی را پیش از دیگر خبرگزاری‌ها بار بازتاب داده بود، با ادبیاتی دور از انتظار با بهانه کردن خبر یافت شدن تابوت اشکانی، حملاتی شخصی نسبت به سخنگو و دبیر انجمن تاریانا انجام داده است.
در ادامه متن نامه اعتراضی سازمان میراث فرهنگی کل کشور و همچنین پاسخ خبرگزاری مهر را می‌‎خوانید.
خبرگزاری مهر: سازمان میراث فرهنگی در پی انتشار خبری از سوی خبرگزاری مهر در رابطه با "کشف یک تابوت اشکانی در خوزستان" یک جوابیه خواندنی دیگر صادر کرده است که متن آن و توضیحات مهر در ادامه می آید.
به گزارش خبرنگار مهر ؛ انتشار متن کامل جوابیه سازمان میراث فرهنگی اگر چه به جهت بی ربط بودن تقریبا کل آن با موضوع «کشف تابوت کودک اشکانی در خوزستان» الزام قانونی ندارد ، اما "مهر" پذیرش درخواست مدیران میراث فرهنگی برای انعکاس بی کم و کاست آن را مثبت و گامی مهم در شناخت حق از باطل برای افکار عمومی می داند.
متن جوابیه ارسالی میراث فرهنگی برای خبرگزاری مهر به این شرح است :
" پیرو درج خبری با عنوان «کشف تابوت کودک اشکانی در خوزستان» مورخ ۸ دی ماه ۱۳۸۸ و دیگر مطالب و گزارشهای مرتبط در آن خبرگزاری که در آنها نکته ها و مدعاهای کذب و کاملاً‌ غیر تخصصی راجع به یک موضوع کاملاً‌ تخصصی مطرح گردیده ، مقتضی است وفق قانون مطبوعات نسبت به انتشار جوابیه ذیل در اسرع وقت و بی کم و کاست اقدام لازم را به عمل آورید. جا دارد تا به مدیر عامل محترم خبرگزاری مهر تأکید کنیم که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با توجه به درج کامل و آزاد گزارشهای مورد نظر در آن خبرگزاری تغییر و حذف حتی اندکی از این جوابیه را نیز پذیرا نبوده و در صورت هرگونه جرح و تعدیل در متن حاضر تا زمان حصول نتیجه مطلوب موضوع را از طرق قانونی پیگیری خواهد نمود.
برای دفعات متعدد، خبرگزاری مهر به علت عدم آشنایی با اصول اولیه و پایه ای حرفه اطلاع رسانی، دچار خطای جدیدی شد. روز سه شنبه هفته گذشته خبرگزاری مهر در گفتگو با یک منبع خبری غیرمرتبط با سازمان میراث فرهنگی که کاملاً‌ نیز غیرمتخصص است خبر از کشف تابوت یک کودک اشکانی داد که این خبر در برخی رسانه ها نیز منتشر شد.
از جمله اشتباهات خبرگزاری مهر که میزان و گستره وابستگی آن به سازمان تبلیغات اسلامی و شهرداری تهران هنوز هم روشن نیست استناد به اظهارات منبعی است که نه تنها دارای مسؤولیتی در سازمان میراث فرهنگی نیست بلکه از دانش ابتدایی در این زمینه هم برخوردار نیست.

فعالان حرفه ای در مطبوعات به خوبی می دانند که استناد به منابع مسؤول و رسمی برای کسب خبر از جمله اصول ابتدایی این حرفه محسوب می شود چرا که در غیر این صورت مراجعه به هر شخصی نه تنها نمی تواند به عنوان صحت خبر قلمداد شده بلکه منجر به انواع شایعه پردازی و گاه تشویش افکار عمومی نیز بشود.
در همین راستا ذکر توضیحاتی دقیقتر ضروری می نماید: ۱- جهت تنویر افکار عمومی اعلام می شود که در خصوص منبع مورد استناد خبرگزاری مهر مواردی وجود دارد که به خوبی گویای عدم آشنایی این خبرگزاری با اصول حرفه اطلاع رسانی است، از جمله آن که فرد مورد مصاحبه از سوی خبرگزاری مهر نه تنها مقام مسؤولی محسوب نمی شود بلکه حتی از پرسنل شاغل در سازمان میراث فرهنگی هم نیست. همچنین فرد مذکور در حال حاضر به علت اظهارات غیرکارشناسی خود که منجر به ورود برخی صدمات به آثار تاریخی خوزستان نیز شده دارای پرونده های باز قضایی متعدد است. این پرونده های قضایی که در حال بررسی و رسیدگی است در پی شکایات متعدد بخشهای مختلف سازمان میراث فرهنگی خوزستان و نیروی انتظامی بوده است. در نهایت این که منبع مورد استناد خبرگزاری مهر نه تنها دارای تخصصی در عرصه میراث فرهنگی و باستان شناسی نیست بلکه شنیده ها حکایت از آن دارد که فرد مذکور صرفا ً‌دارای مدرک تحصیلی دیپلم است!! با این همه وی همواره در خصوص تخصصی ترین مسائل میراث فرهنگی و باستان شناسی اظهار نظر- و اخیراً اطلاع رسانی- می کند!!
۲ - به این ترتیب کاملاً واضح و مبرهن است که منبع خبر این خبرگزاری از هیچگونه وجاهت قانونی، کارشناسی، علمی و مسؤولیتی برای انتشار هر گونه خبری در حوزه میراث فرهنگی برخوردار نیست اما این که خبرگزاری مهر که بر اساس آمار و مستندات دقیق و مستدل بحث سیاهنمایی در حوزه میراث فرهنگی را در دستور کار خود دارد چگونه اصول حرفه ای را برای تحقق اهداف خود زیرپا می گذارد موضوعی است که خود این خبرگزاری باید پاسخگوی آن باشد چرا که در حال حاضر صحت و سقم و قابل اعتنا بودن اخبار این خبرگزاری در حوزه میراث فرهنگی از جهات متعدد علمی، کارشناسی و رسمی زیرسئوال است.
۳ – اما ذکر یک مثال، میزان بی تجربگی و نا آشنایی با اصول و بدیهیات حرفه ای اطلاع رسانی از سوی خبرگزاری مهر را روشنتر می کند: «آقای دوربینی» را اگر همه مردم نشناسند اکثریت فعالان رسانه ای به خوبی می شناسند. آقای دوربینی همان مرد میانسالی است که در تمام مراسمها، تجمعات و تحصنها در هر موضوع و مبحثی شرکت می کند به نحوی که تقریباً ندیدن تصویر وی در گزارشهای خبری ! اما آیا آقای دوربینی به واسطه این که در مراسمهای مختلف دیده می شود می تواند به عنوان کارشناس امور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و غیره مورد استناد رسانه ها قرار گیرد؟ پاسخ این پرسش بی درنگ و قطعاً منفی است اما روش به کار گرفته شده از سوی خبرگزاری مهر ظاهراً این موضوع را نفی نمی کند و از این بابت جای آقای دوربینی به عنوان یکی از منابع اصلی خبری در خبرگزاری مهر واقعا خالی است!!
۴ – به هر حال این که چگونه است که خبرگزاری مهر در حالی که در کشور سازمان و مقامات مسوول وجود دارند به سراغ امثال «آقای دوربینی» می رود موضوعی جالب توجه و غیر قابل توجیه است چرا که باور و تصور معقول و عمومی از یک خبرگزاری آشنایی با اصول اولیه حرفه خبرنگاری است.
۵ – جهت تنویر افکار عمومی باز هم اعلام می گردد که روش به کارگرفته شده از سوی خبرگزاری مهر در گفتگو با منابع غیر رسمی و امثال آقای دوربینی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که متوجه مضرات آن شویم: باز هم برای مثال، اگر زمانی که یکی از آقایان دوربینی غیر مسؤول در گفتگو با این خبرگزاری چنان چه اعلام کند تابوت یک کودک اشکانی کشف شده است بر فرض اگر بررسیهای تخصصی و کارشناسی دستگاه مسؤول نشان داد که این تابوت نه تنها متعلق به دوره تاریخی مذکور نیست بلکه حتی فاقد ارزش تاریخی است تکلیف چیست؟ آیا در آن صورت دستگاه مسؤول باید متهم به بی دانشی یا شاید حتی سرقت آن اثر هم بشود؟! آیا خبرگزاری مهر تعمداً اقدام به انتشار اخباری از این دست می کند که شاید فاقد هرگونه صحتی باشند و به این ترتیب زمینه را برای جنجال آفرینی فراهم می کند؟ آیا با روشی که خبرگزاری مهر در پیش گرفته نمی توان زمینه اطلاع رسانی ناصحیح و ممزوج با اطلاعات غلط، شایعه و مشوش کننده افکار عمومی را فراهم ساخت؟ در چنین وضعیتی دیگر چه نیازی به دستگاهها و مقامات مسؤول هست وقتی خبرگزاری مهر می تواند با استناد به امثال آقای دوربینی و هر منبع ناشناسی و غیر متخصص دیگری هر آنچه می خواهد منتشر کند؟!
۶- به همین جهت و بنا به اشکالات متعدد دیگر بود که سازمان میراث فرهنگی نیز با شناخت از عدم آشنایی خبرگزاری مهر با اصول حرفه ای و غرض ورزی آشکار این رسانه نسبت به میراث فرهنگی کشور همکاری بخشهای مختلف این سازمان را با آن به حالت تعلیق درآورده است. در این راستا به صراحت اعلام می نماییم سازمان میراث فرهنگی به دنبال اصرار خبرگزاری مهر به روند ناسالم و غیر حرفه ای خود از جمله: انتشار اخبار غیرکارشناسی و غیر تخصصی، استناد به منابع غیرمسؤول، غرض ورزی آشکار، هتک حیثیت شخصی کارمندان و مدیران سازمان و نیز جعل عنوان و جعل موضوع در خبرهای خود (که مصادیق پرشماری از آنها نیز به صورت مستند قابل ارائه است) مدتی است که هرگونه همکاری با این رسانه را به حالت تعلیق درآورده و به این ترتیب اخبار منتشره از سوی این خبرگزاری مورد تأیید سازمان مسؤول میراث فرهنگی کشور نیست.
۷- طبیعی است که ادامه انتشار اخبار و گزارشهایی از این نوع به خوبی گویای صحت و درستی تصمیم سازمان میراث فرهنگی در جداسازی این رسانه از سایر رسانه های کشور است.
و اما توضیحات "مهر"
از خدا جوییم توفیق ادب
۱- در تاریخ هشتم دی ماه جاری برای اولین بار خبری از سوی خبرگزاری مهر در رابطه با کشف اتفاقی یک تابوت اشکانی در یکی از شهرستانهای استان خوزستان به نقل از" دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان تاریانا " با رعایت جنبه های حفاظتی منتشر شد که بازتاب فراوانی هم در رسانه ها داشت.
۲- چهار روز بعد در ۱۲ دی ماه خبرگزاری مهر در گزارشی تشریحی تصویری جزئیات بیشتری از این تابوت اشکانی به همراه عکسهایی منحصر به فرد از آن ارائه کرد و در ۱۳ دی ماه یعنی دست کم ۱۲۰ ساعت بعد از انتشار اولین خبر مهر در این رابطه سایت " میراث آریا " متعلق به سازمان میراث فرهنگی کشور در خبری به شماره ۴۱۴۱۴  خبر کشف این تابوت را به همراه یکی از عکسهای خبرگزاری مهر باز نشر داد . خبری که اطلاعات آن همان اطلاعات خبرگزاری مهر بود و تنها نکته ای که به آن اضافه شد این بود که دست کودک اشکانی در کوزه قرار داشت! این هم تصویر خبر یاد شده:
۳- سازمان میراث فرهنگی و منابع خبری وابسته به آن که گویا تاکید بسیار فراوانی بر "فعالیت حرفه ای در مطبوعات" ، "اصول اولیه و پایه ای حرفه اطلاع رسانی"، "ارائه اخبار کارشناسی و تخصصی" و "استناد به منابع مسؤول و موثق" دارند ؛ لابد نه تنها باید از سرقت خبر و سوژه بیزار باشند بلکه در انتشار این خبر و دیگر اخباری مانند این جلوتر از دیگر رسانه ها عمل کنند . اما با وجود ارتباط راحت با همه مقامات مسئول و تایید شده و جمیع این فضایل در مجموعه مذکور معلوم نیست به چه علتی همیشه در این زمینه از دیگر رسانه ها عقب می مانند.
منبع اطلاعاتی که در این گزارش مشروح و مصور خبرگزاری مهر به کار رفته یکی از کارمندان بلند پایه سازمان میراث فرهنگی خوزستان است که بنا به دلایلی که همه از آن مطلعند از اعلام نام خود بیمناک است. چنانچه در جوابیه سازمان مذکور هم از پرونده سازی های قضایی ذکری به میان رفته است.
۴- با همه این تفاسیر ناگهان و به یکباره سازمان میراث فرهنگی که خود خبر مهر را نیز منتشر و تایید کرده ، با ارسال جوابیه ای که باز هم از کلمات و جملاتی آغشته به تهدید و توهین تشکیل شده اصل خبر، منبع خبر و خبرگزاری مهر را مورد عنایات ویژه قرار داده است.
جالب آنکه در این جوابیه هفت بندی که در آن تاکید فراوانی بر وجود "نکته ها و مدعاهای کذب و کاملاً‌ غیر تخصصی" در اخبار مهر شده است،  حتی یکبار هم به اینکه کدام قسمت از اخبار و گزارشهای مهر در این زمینه کذب و غیر تخصصی است اشاره ای نشده و تنها پر شده از غلطهای دستوری مانند این بخش که در آن جمله بدون فعل و معنا با دو علامت تعجب پایان می یابد: "آقای دوربینی، همان مرد میانسالی است که در تمام مراسمها، تجمعات و تحصن ها در هر موضوع و مبحثی شرکت می کند به نحوی که تقریباً ندیدن تصویر وی در گزارش های خبری !! اما آیا آقای دوربینی..."
به راستی مدیران جوابیه نویس این سازمان که به این راحتی شخصیت یک شهروند را به تمسخر گرفته و بدون هر گونه ارتباطی به مطلب ، او را سمبل نا آگاهی و عدم تخصص و ... نسبت به امور مختلف معرفی می کنند ، شایسته تصدی مدیریت های فرهنگی این مرز و بوم هستند؟! قضاوت با مردم.
"مهر" شرافت و ارزش شهروندانی چون "آقای دوربینی" را که ادعایی گزاف ندارند ، مسئولیت های ملی را در حالی که صلاحیت ندارند اشغال نکرده اند ، بیت المال را صرف نابخردی های خود نمی کنند و هرگز حق احدی از مردم را نخورده و آنان را تمسخر نمی نمایند ؛ از اندک مسئولان مدعی و بی صلاحیت و نابخرد و هتاک بسیار برجسته تر می شمارد. و لذا بابت بی ادبی به ایشان در نامه رسمی سازمان میراث فرهنگی پوزش می طلبد.
۵- با نگاهی به مجموع این اتفاقات در زمینه این خبر و دیگر اخباری که از سوی خبرگزاری مهر و دیگر رسانه ها از جمله رسانه متعلق به سازمان میراث فرهنگی منتشر شده با توجه به عدم ارتباط جوابیه با موضوع ذکر شده به نظر می رسد مفاد اصلی این متن مدتها پیش از سوی مسئولان سازمان میراث فرهنگی کشور آماده شده بود و تنها منتظر موقعیتی برای انتشار آن بوده اند. اما گویا عجله و بی تابی دوستان باعث شده است جوابیه با خبر تایید شده " کشف تابوت اشکانی " گره بخورد!
۶- آقای مجتبی گهستونی دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان تاریانا از پردغدغه ترین چهره های فعال در عرصه میراث فرهنگی کشور است که به دلیل دلبستگی فراوانی که به میراث فرهنگی دارد خبرهای مربوط به میراث فرهنگی خوزستان را با عرقی مثال زدنی با استناد به گزارشهایی مستدل و همچنین ارائه عکس به گوش رسانه های مختلف و از جمله خبرگزاری مهر می رساند. وی چندی پیش از سوی نیروهای تجزیه طلب و پان عربیست به شدت مورد تهدید قرار گرفت.

۷- به نظر می رسد عدم آشنایی با ادب ، ادبیات و فنون تعامل با رسانه ها هر مشکلی را حل کند ، مشکلات مربوط به بی توجهی و عدم کارامدی و تخصص لازم برای حفظ میراث فرهگی این مرز و بوم و چه بسا میراث کهن جهان را حل نکند. فرافکنی هرگز گزینه ای برتر از پاسخگویی نیست. بویژه در نظام جمهوری اسلامی ایران.